تبليغاتX
گلبانگ سربلندی

اوقات شرعی کازرون - رمضان المبارک ۱۴۳۱

تاریخ

روز

اذان صبح

طلوع خورشید

اذان ظهر

غروب خورشید

اذان مغرب

نیمه شب

پنجشنبه ۲۱ مرداد

۱

۰۲ : ۰۵

۲۹ : ۰۶

۰۸ : ۱۳

۴۷ : ۱۹

۰۵ : ۲۰

۲۵ : ۰۰

جمعه ۲۲ مرداد

۲

۰۳ : ۰۵

۲۹ : ۰۶

۰۸ : ۱۳

۴۶ : ۱۹

۰۴ : ۲۰

۲۵ : ۰۰

شنبه ۲۳ مرداد

۳

۰۴ : ۰۵

۳۰ : ۰۶

۰۸ : ۱۳

۴۵ : ۱۹

۰۳ : ۲۰

۲۵ : ۰۰

یکشنبه ۲۴ مرداد

۴

۰۵ : ۰۵

۳۱ : ۰۶

۰۸ : ۱۳

۴۴ : ۱۹

۰۲ : ۲۰

۲۵ : ۰۰

دوشنبه ۲۵ مرداد

۵

۰۶ : ۰۵

۳۱ : ۰۶

۰۸ : ۱۳

۴۳ : ۱۹

۰۱ : ۲۰

۲۵ : ۰۰

سه شنبه ۲۶ مرداد

۶

۰۶ : ۰۵

۳۲ : ۰۶

۰۷ : ۱۳

۴۲ : ۱۹

۰۰ : ۲۰

۲۵ : ۰۰

چهارشنبه۲۷ مرداد

۷

۰۷ : ۰۵

۳۲ : ۰۶

۰۷ : ۱۳

۴۱ : ۱۹

۵۸ : ۱۹

۲۵ : ۰۰

پنجشنبه ۲۸ مرداد

۸

۰۸ : ۰۵

۳۳ : ۰۶

۰۷ : ۱۳

۴۰ : ۱۹

۵۷ : ۱۹

۲۴ : ۰۰

جمعه ۲۹ مرداد

۹

۰۹ : ۰۵

۳۳ : ۰۶

۰۷ : ۱۳

۳۹ : ۱۹

۵۶ : ۱۹

۲۴ : ۰۰

شنبه ۳۰ مرداد

۱۰

۱۰ : ۰۵

۳۴ : ۰۶

۰۷ : ۱۳

۳۸ : ۱۹

۵۵ : ۱۹

۲۴ : ۰۰

یکشنبه ۳۱ مرداد

۱۱

۱۰ : ۰۵

۳۵ : ۰۶

۰۶ : ۱۳

۳۷ : ۱۹

۵۴ : ۱۹

۲۴ : ۰۰

دوشنبه ۱ شهریور

۱۲

۱۱ : ۰۵

۳۵ : ۰۶

۰۶ : ۱۳

۳۶ : ۱۹

۵۳ : ۱۹

۲۴ : ۰۰

سه شنبه ۲ شهریور

۱۳

۱۲ : ۰۵

۳۶ : ۰۶

۰۶ : ۱۳

۳۵ : ۱۹

۵۲ : ۱۹

۲۴ : ۰۰

چهارشنبه۳ شهریور

۱۴

۱۳ : ۰۵

۳۶ : ۰۶

۰۶ : ۱۳

۳۳ : ۱۹

۵۱ : ۱۹

۲۴ : ۰۰

پنجشنبه ۴ شهریور

۱۵

۱۳ : ۰۵

۳۷ : ۰۶

۰۵ : ۱۳

۳۲ : ۱۹

۵۰ : ۱۹

۲۳ : ۰۰

ایام هفته

روز

اذان صبح

طلوع خورشید

اذان ظهر

غروب خورشید

اذان مغرب

نیمه شب

جمعه ۵ شهریور

۱۶

۱۴ : ۰۵

۳۷ : ۰۶

۰۵ : ۱۳

۳۱ : ۱۹

۴۹ : ۱۹

۲۳ : ۰۰

شنبه ۶ شهریور

۱۷

۱۵ : ۰۵

۳۸ : ۰۶

۰۵ : ۱۳

۳۰ : ۱۹

۴۷ : ۱۹

۲۳ : ۰۰

یکشنبه ۷ شهریور

۱۸

۱۶ : ۰۵

۳۸ : ۰۶

۰۴ : ۱۳

۲۹ : ۱۹

۴۶ : ۱۹

۲۳ : ۰۰

دوشنبه ۸ شهریور

۱۹

۱۶ : ۰۵

۳۹ : ۰۶

۰۴ : ۱۳

۲۸ : ۱۹

۴۵ : ۱۹

۲۳ : ۰۰

سه شنبه ۹ شهریور

۲۰

۱۷ : ۰۵

۳۹ : ۰۶

۰۴ : ۱۳

۲۷ : ۱۹

۴۴ : ۱۹

۲۲ : ۰۰

چهارشنبه۱۰ شهریور

۲۱

۱۸ : ۰۵

۴۰ : ۰۶

۰۳ : ۱۳

۲۵ : ۱۹

۴۳ : ۱۹

۲۲ : ۰۰

پنجشنبه ۱۱ شهریور

۲۲

۱۹ : ۰۵

۴۰ : ۰۶

۰۳ : ۱۳

۲۴ : ۱۹

۴۲ : ۱۹

۲۲ : ۰۰

جمعه ۱۲ شهریور

۲۳

۱۹ : ۰۵

۴۱ : ۰۶

۰۳ : ۱۳

۲۳ : ۱۹

۴۰ : ۱۹

۲۲ : ۰۰

شنبه ۱۳ شهریور

۲۴

۲۰ : ۰۵

۴۲ : ۰۶

۰۲ : ۱۳

۲۲ : ۱۹

۳۹ : ۱۹

۲۱ : ۰۰

یکشنبه ۱۴ شهریور

۲۵

۲۱ : ۰۵

۴۲ : ۰۶

۰۲ : ۱۳

۲۱ : ۱۹

۳۸ : ۱۹

۲۱ : ۰۰

دوشنبه ۱۵ شهریور

۲۶

۲۱ : ۰۵

۴۳ : ۰۶

۰۲ : ۱۳

۲۰ : ۱۹

۳۷ : ۱۹

۲۱ : ۰۰

سه شنبه ۱۶ شهریور

۲۷

۲۲ : ۰۵

۴۳ : ۰۶

۰۱ : ۱۳

۱۸ : ۱۹

۳۵ : ۱۹

۲۱ : ۰۰

چهارشنبه۱۷ شهریور

۲۸

۲۳ : ۰۵

۴۴ : ۰۶

۰۱ : ۱۳

۱۷ : ۱۹

۳۴ : ۱۹

۲۰ : ۰۰

پنجشنبه ۱۸ شهریور

۲۹

۲۳ : ۰۵

۴۴ : ۰۶

۰۱ : ۱۳

۱۶ : ۱۹

۳۳ : ۱۹

۲۰ : ۰۰

 

منبع

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 14:48  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

کازرون ما با همت و زحمات شبانه روزی دلسوزان عرصه مطبوعات  و با تلاش عزیزانی که  مشکلات شهر را قلم می زنند صاحب 4 نشریه هفتگی است که این، در مقایسه با شهرهایی مانند خود بسیار جالب توجه است. علاوه بر آن سایت ها و وبلاگ های بسیاری هستند که به موضوعات مختلفی در حیطه ی شهرستان کازرون می پردازند و چون آیینه ای تمام نما، کازرون، زیبایی ها، مشکلات و فرهنگ آن را به خوبی منعکس می کنند  و تمامی این مطالب با خون دل تهیه می شوند تا شاید مردم و مسوولین شهرستان آن ها را مطالعه کنند و با اطلاع از مشکلات موجود گامی در جهت نیل به کازرونی آبادتر بردارند.

چنان که می دانید در تمامی کشور ما افراد اهل مطالعه کم تعداد هستند و افراد کمی با مطالب و اخبار نشریات ارتباط برقرار می کنند و کازرون هم از این قاعده مستثنی نیست  ولی به هر حال توقع این است که مسوولین شهرستان با دقت و پیگیری بیشتری این مطالب را مطالعه کنند و مشکلات حوزه ی مدیریتی خود را به خوبی بشناسند تا با اقداماتی شایسته به رفع موانع پیشرفت شهرستان بپردازند؛ اما آیا اصولا مسوولین محترم مطالب مندرج در نشریات شهرستان را می خوانند؟

کمتر دیده ام که در مقابل سیل مطالبی که در نشریات و سایت ها نگاشته می شود پاسخی از سوی مسوولین برای نویسنده، هفته نامه و یا به طور کلی برای مردم ارسال شود. باید در نظر داشت که وقتی انتقادی وارد می شود و یا خواسته ای مطرح می گردد از چند وجه خارج نیست:

اول این که  نویسنده اشتباه می کند و در مورد مطلب مطروحه کارهایی صورت گرفته که نویسنده از آن بی اطلاع است که در این صورت نهاد مورد انتقاد وظیفه دارد برای روشن شدن اذهان عمومی مطالبی را در همان نشریه ی طرح کننده ی مساله توضیح دهد و مردم را از کارهای صورت گرفته در آن زمینه مطلع سازد.

ثانیا اگر موضوع مطروحه تازگی دارد و تا  آن زمان به ذهن مسوولین نرسیده است، باز هم باید ضمن تشکر از نویسنده مطلب، سریعا امکان انجام پیشنهاد را بررسی نمایند و به مردم اطلاع دهند.

و حالت سوم این که ممکن است  در راه تحقق مطلب مورد بحث موانعی وجود داشته باشد که باز هم نهاد یا مسوول مرتبط باید این موارد را به طور شفاف توضیح دهد و از مردم بخواهد پیشنهادات خود را برای رفع این موانع ارائه دهند. بی شک این کار به یک بسیج عمومی برای حل این موارد منجر خواهد شد و می توان با ایجاد یک خواست عمومی اکثر موانع را برطرف کرد.

اما متاسفانه چنین چیزی دیده نمی شود و این ممکن است حتی موجبات دلسردی و بی انگیزگی دوستان اهل قلم را فراهم نماید که به هیچ وجه به سود شهرستان نخواهد بود. از آن جایی که گاه با برخی از این دوستان فرهیخته مصاحبت می کنم در صحبت های این دوستان هم این تردید وجود دارد که:

آیا کسی نوشته های ما را می خواند و آیا باید به نوشتن ادامه دهیم ادامه دهیم یا خیر؟

در حاشیه ی این مطلب و ضمن رایزنی با دوستان برای نگاشتن آن متوجه شدم که پیش از این فرماندار محترم شخصا ضمن پیگیری مطالب از ادارات می خواسته اند که به موارد مطروحه در نشریات پاسخ دهند اما ظاهرا این رویه منسوخ شده است که همین جا از ایشان تقاضا می کنم مجددا این مساله را پیگیری فرمایند و اجازه ندهند زحمات دوستان نگارنده و دلسوزان عرصه مطبوعات هدر رود.

در پایان ضمن تبریک پیشاپیش سال نو آرزو می کنم که در سال جدید، همراهی و هماهنگی و پاسخگویی بهتر و شایسته تری از مسوولین شهرستان شاهد باشیم و سال جدید سال رونق مطبوعات و انتقادات سودمند و در نتیجه پیشرفت و آبادانی باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 10:24  توسط امیر خسرو شجاعی | 

تنگ تکاب (تیک آب = تیکو) کازرون

کازرون به خاطر داشتن آب و هوایی مطلوب و گذشته ای تابناک به لحاظ تاریخی، داری تفرجگاه ها و اماکن دیدنی بسیاری است که این نقاط دیدنی سالانه گردشگردان زیادی را به سوی خود می کشاند. همچنین شهروندان کازرونی نیز وجود این اماکن را غنیمت دانسته و اغلب، اوقات فراغت خود را در آن ها سپری می کنند. اما با توجه به این که این نقاط دیدنی غالبا خارج از شهر واقع شده اند و امکان استفاده از آن ها برای همه افراد و همه ایام مهیا نیست، تجهیز و ساخت پارک ها، تفرجگاه ها و اماکنی جهت ورزش عمومی در داخل شهر نقش بسیار مهمی در سلامت روحی شهروندان خواهد داشت.

هر چند در سال های اخیر تلاش های زیادی برای ساخت پارک های مناسب در گوشه گوشه شهر صورت گرفته و پارک های زیبایی ساخته شده است اما هنوز هم لیاقت شهروندان کازرونی بیش از این است و ضرورت دارد پارک های موجود بیشتر تجهیز شوند و اماکن جدیدی نیز احداث گردد.

پیش از ورود به بحث باید از تلاش مسوولین گرامی در جهت تامین روشنایی پارک ها و میادین شهرکه از دغدغه های همیشگی منتقدان شهرستان بوده است تشکر کنم. پیش از این نبود امنیت و روشنایی در پارک ها باعث شده بود که شهروندان عزیز، کمتر از پارک ها ـ خصوصا در ساعات اولیه صبح و همچنین در شب ها ـ استفاده نمایند و تامین روشنایی پارک ها از اقدامات شایسته مسوولین است ودر این ضمینه خصوصا از شهرداری، نیروی انتظامی و اداره برق به صورت ویژه تشکر می کنم.

و اما در این سطور عمده هدف من ارائه دو پیشنهاد به مسوولین گرامیست تا شاید با عملی شدن این دو پیشنهاد قدمی بزرگ در ساختن شهری زیبا و همچنین بالا بردن رضایت شهروندان برداشته شود:

1- ایجاد پارک بانوان:

بی شک جمعیت بزرگی از ساکنین شهر ما را بانوان محترم تشکیل می دهند. سلامت این قشر به لحاظ روحی و جسمی نقش بسزایی در رشد فرهنگی و اجتماعی شهر دارد. این که فضاهای ورزشی در تمام کشور به نسبت جمعیت بسیار کم است و برای بانوان بسیار کمنر یک واقعیت است اما مهم تر از آن این است که در شهر ما بانوان گرامی حتی برای ورزش های همگانی و صبحگاهی هم فضای مناسبی در اختیار ندارند. در این ضمینه می توان حتی یکی از پارک ها را به صورت کاملا محصور برای استفاده بانوان در نظر گرفت تا هزینه چندانی نیز نداشته باشد. در مورد سایر پارک ها هم در ساعات خاصی می توان با حصارهای متحرک و موقت این کار را انجام داد و محیطی دلپذیر و امن برای بانوان مهیا ساخت. باید اضافه کنم که این پیشنهاد پیش از این هم در جلسات مختلف مطرح شده و حاصل یک خرد جمعیست اما تا کنون پاسخ شایسته ای به آن داده نشده که امیدوارم تذکر دوباره این ایده این بار بتواند موثر واقع شود.

2- ایجاد پیست های ورزش همگانی:

یکی دو هفته پیش پس از مدت ها گذرم به بوشهر افتاد. تغییرات بسیار این شهر طی مدت دو سال، برایم بسیار جالب و عجیب بود اما نکته ای که بیش از هر چیز توجه مرا جلب کرد، ساخت یک پیست دوچرخه سواری زیبا در کنار دریا بود که به نظر ایده ی تازه و جالبی می آمد. هزینه چندانی هم برای آن نشده بود. فقط کمی آسفالت و یک نیمکت بزرگ سرپوشیده در کنار آن که البته بسیار با سلیقه و زیبا ساخته شده بود. از آن گذشته استقبال خوب شهروندان بوشهری هم از این پیست، دیدنی بود.

 همین باعث شد که من پیشنهاد دوم خود را به ایجاد چنین فضاهایی برای دوچرخه سواری و دو و میدانی و... اختصاص دهم. شاید بفرمایید: ما که دریا نداریم!

درست است، اما چیز بهتری داریم که در صورت توجه به آن و ایجاد چنین مکان هایی در این منطقه و البته با تامین روشنایی و امنیت، مردم بی شک استقبال خواهند کرد.

رشته کوه شمالی کازرون مکانی بکر و بسیار زیباست که هر روز صبح برای پیاده روی و ورزش صبحگاهی مورد استفاده بسیاری از شهروندان واقع می شود. و من حتی گاه برخی از مسوولین را هم که برای ورزش صبحگاهی به آن جا می آیند، می بینم. وجود پارک طالقانی نیز در این مکان، زیبایی را دوچندان می کند. اما متاسفانه نه تنها این مکان برای استفاده ی بهتر بهینه سازی نمی شود بلکه گاه مشاهده می شود که برخی، زباله های خود را در آن جا تخلیه می کنند و کسی هم برخوردی با‌ آنان نمی کند.

گمان می کنم این مکان برای ایجاد چنین پیست هایی بسیار مناسب است و حتی می توان چند زمین والیبال و فوتبال را هم فقط با کمی تسطیح و آسفالت ایجاد نمود و مکانی بسیار زیبا و شاد برای شهروندان عزیز فراهم آورد.

گمان من این است که عملی شدن این دو پیشنهاد می تواند نقش مهمی در سلامت روحی و جسمی شهروندان کازرونی داشته باشد و امیدوارم که مسوولین عزیز و دلسوز این دو مورد را در برنامه های آتی خود لحاظ فرمایند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 13:25  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

شايد کساني كه وسيله ي نقليه ي شخصي دارند كمتر با اين نوشته ارتباط برقرار كنند اما عزيزاني كه از اين نعمت محرومند به خوبي از مشكلات حمل و نقل عمومي در شهر ما آگاهند. اين مساله كه از سابقه ي طولاني در شهر ما برخوردار است با بحث سهميه بندي بنزين ابعاد گسترده تري به خود گرفت و با وجود تدابيري كه براي حل اين مشكل از سوي مسوولين شهري اتخاذ شد كماكان شهروندان گرامي براي سفرهاي درون شهري مشكلات فراواني را تحمل مي كنند.

حتما شما نیز گاهی در ساعات 5/12 تا 5/1 ظهر گذرتان به میدان مرکزی شهر (میدان شهدا) افتاده است و با صحنه هایی مانند آن چه در تصویر فوق ملاحظه می کنید مواجه شده اید. سیل مسافرانی که قصد دارند از محل کار به منزل بازگردند گاه تا وسط خیابان را اشغال می کنند و همین که یک تاکسی به میدان می رسد چندین نفر به سوی آن هجوم می آورند. گاه راننده ها که خود نیز در این ساعت قصد بازگشت به منزل  را دارند بدون سوار کردن مسافر محل را می کنند. برخی می گویند سرویس مدارس داریم و برخی بی بنزینی را بهانه می کنند تا از دست مسافران فرار کنند. هفته پیش من هم به این اوضاع دچار شدم و با توجه به بد مسیر بودن مقصدم چیزی حدود 50 دقیقه معطل شدم تا توانستم یک تاکسی گیر بیاورم.

این مساله در حالی پیش می آید که شهر ما به نسبت جمعیت خود نه تنها تاکسی کم ندارد بلکه زیاد هم دارد و بیش تر بی برنامگی و پیروی از یک نظام سنتی است که این معضلات را به وجود آورده است. به طوری که تمامی تاکسی ها آزادند بر اساس انتخاب خود و کم و بیشی مسافر، مسیر خود را انتخاب نمایند و نتیجه این موضوع، آشفتگی حاضر است.

حقیرسال گذشته نیز مطلبی تحت عنوان "   وضعيت حمل و نقل عمومي در كازرون " را به رشته تحریر در آوردم و راهکارهایی رانیز عنوان نمودم و سپس آن را تسلیم شهردار وقت نمودم که ایشان فرمودند: " برخی از مسایل از جمله خط بندی تاکسی ها و همچنین توسعه ناوگان اتوبوسرانی مد نظر می باشد و با مشاوران و کارشناسان درمیان گذاشته شده " و در باب بقیه مسایل قول پیگیری دادند. به هر حال با مشکلاتی که برای ایشان پیش آمد این کارها ناتمام ماند و امروز من مجبورم دوباره این مساله را مطرح نمایم و از شهردار جدید و محترم  - که برایشان آرزوی موفقیت و سربلندی می نمایم - استمداد بطلبم.

در زیر قسمت هایی از مطلب پیشین را به اضافه مطالب جدید تر جهت آشنایی ایشان و سایر مسوولین شهرستان درج می کنم و راهکارهایی را که به نظرم می تواند راهگشا باشد مطرح می نمایم و امیدوارم که این مطلب بتواند در سامان یافتن اوضاع مفید باشد:

اصولا در حال حاضر سه دسته خودرو عمومي در سطح شهر براي جا به جايي شهروندان وجود دارد:

الف) تاكسي ها

علي رغم اين كه تعداد تاكسي هاي شهري (كه  اخيرا تاكسي هاي موقت نيز به آن ها اضافه شده  است) در شهر ما به نسبت جمعيت مناسب است اما عدم برنامه ريزي براي ساعات كار، مسير و همچنين كرايه ي هر مسير باعث مي شود كه از طرفي شاهد تردد تعداد زيادي تاكسي خالي يا تك مسافر در طول مسير هاي پر رفت و آمد باشيم و از طرف ديگر مسافران زيادي براي يافتن وسيله نقليه دچار سردرگمي باشند.

-         در مورد ساعات كار تاكسي ها: با توجه به سهميه بندي بنزين، بارها از رانندگان قديمي و با انصاف كه تا آخرين قطره ي سوخت خود را براي جا به جايي مسافران مصرف مي كنند شنيده ام كه مجبورند زودتر از موعد دست از كار بكشند و به دليل اتمام سوخت در نظر گرفته شده، قادر به كار كردن نيستند. از طرفی دریافت سوخت جایگزینی که برای این خودروها در نظر گرفته شده ( گاز) برای رانندگان بسیار دشوار و وقت گیر است به طوری که رانندگان تاکسی برای استفاده از سوخت گاز باید روزانه 2 الی 3 ساعت را در صف بایستند  که اين مسائل باعث شده است كه ساعات كار تاكسي ها كم تر شود و مسافران براي جا به جايي با مشكل مواجه شوند. همچنين در روز هاي تعطيل اين مساله نمود بيشتري دارد.

-         در مورد كرايه ها و مسير هاي تاكسي ها: با توجه به اين كه كرايه ي مسيري مانند شهدا به نطنج و شهدا به جاهاي دورتري مثل بهار آزادي، باغ آسيايي، شهرک پردیس و... تفاوت چنداني ندارد، تاكسي ها مجبورند مسير هاي ساده تر كه اتفاقا پر رفت و آمد تر هم هستند را انتخاب كنند كه طبعا مسافران ديگر مسير ها را با مشكل مواجه مي كند.

حال با توجه به مطالب گفته شده و اين كه امروز كازرون به شهري بزرگ تبديل شده است و بايد مانند شهرهاي بزرگ اداره شود، پيشنهاد حقير به مسوولين اين است كه براي مسيرهاي مختلف شهري، تاكسي ها و كرايه هاي متفاوت پيشبيني كنند. به عبارت ساده تر مسيرها را مانند شهرهاي بزرگ خط بندي نمايند و كرايه ي مناسبي براي هر مسير تعيين نمايند تا هم مسافران از سردرگمي براي يافتن وسيله خارج شوند و هم تاكسي هاي خالي كمتري ببينيم. با این کار طبعا  تمام مسيرهاي شهري توسط تاكسي ها پوشش داده مي شود، در مصرف سوخت صرفه جویی می شود و مسافران سریع تر به مقصد می رسند. 

ب) اتوبوس هاي شهري:

يكي از خدمات شايسته اي كه از چند سال پيش براي حل مشكل حمل و نقل مسافر در شهر انجام پذيرفت، به كارگيري اتوبوس هاي شهري بود كه حتي گاه مسيرهاي خارج شهر را هم پوشش مي دهد و امكان بسيار مناسبي براي رفت و آمد همشهريان عزيز فراهم مي كند اما در مورد استفاده از اين اتوبوس ها هم مشكلاتي وجود دارد كه اگر رفع شود خدمت بزرگي به همشهريان گرامي خواهد بود.

1- با توجه به اين كه تعداد اتوبوس ها براي هر مسير به يك يا دو اتوبوس محدود مي شود مسافران بايد مدت زمان زيادي را در انتظار بگذرانند و حتي گاه از اين خدمات صرف نظر كنند تا سريعتر به كارهاي خود برسند كه افزايش تعداد اين اتوبوس ها خصوصا براي مسير هاي دورتر مانند فرهنگ شهر، بهارآزادي، باغ آسيايي و...  مي تواند كمك بزرگي به حمل و نقل عمومي مسافران شهري باشد.

همچنين با توجه به گرمسير بودن منطقه ي ما اضافه كردن اتوبوس هاي كولر دار مي تواند خدمت شایانی به شهروندان کازرونی باشد.

     2-با توجه به اين كه اتوبوس ها به صورت ريالي به كار گرفته شده اند، اين موضوع، هم براي مسافران و هم رانندگان عزيز مشكلات فراواني به وجود آورده است كه اين مورد مي تواند بر اعصاب رانندگان تاثير منفي گذاشته و ايمني رانندگي آنان را به خطر اندازد.

براي حل اين مشكل نيز مي توان به راحتي اتوبوس ها را بليطي كرد تا هم زمينه ي اشتغال جديدي در شهر ايجاد شود و هم گامي جديد  براي توسعه ي اين نوع حمل و نقل در كازرون برداشته شود.

۳- نكته ي ديگري كه عدم برنامه ريزي مناسب در اين زمينه را آشكار مي كند اين است كه اتوبوس ها در زماني كه طبق ساعات كاري خود بايد در خدمت مردم باشند كار خود را رها كرده و براي سرويس مدارس، سفرهاي زيارتي و... از برنامه خارج مي شوند كه نظارت بيش تر بر اين موضوع هم مي تواند به كيفيت خدمات اتوبوس راني بيفزايد.

ج) تاكسي هاي تلفني:

خارج از ساعات كاري اتوبوس ها و تاكسي ها كه به علل عنوان شده ساعات زیادی را شامل می شود و همچنين در روزهاي تعطيل، تنها گزينه ي موجود براي همشهريان به منظور سفرهاي شهري تاكسي هاي تلفني هستند كه، پس از سهميه بندي بنزين به يكباره مشكلات زيادي براي آن ها به وجود آمد و صاحبان آن ها مجبور شدند براي جبران كمبودها، كرايه ي خود را بالا ببرند و کرایه ی بالاي اين وسيله ي عمومي باعث مي شود همشهريان عزيز با ترديد به انتخاب اين وسيله براي رفت و آمد اقدام كنند.

در اين مورد هم مسوولين امر مي توانند با رایزنی جهت اخذ سهمیه ی بنزین مناسب و همچنین تسهیل در استفاده این خودروها از گاز طبیعی و اعلام نرخ مناسب تر و نظارت دائمي شرايطي را به وجود آورند تا هم صاحبان آژانس ها و هم مسافران با مشكلات كمتري روبرو شوند.

در پايان باز هم ضمن تاكيد بر اين كه گسترش حمل و نقل عمومي مي تواند بسياري از مشكلات شهري ما را مرتفع كند و همچنين راه كار مناسبي براي صرفه جويي در مصرف سوخت مي باشد، از مديران شهري خصوصا جناب آقاي مهندس تدین شهردار محترم كه در مدت کوتاه حضور خود کاردانی و شایستگی خود را به اثبات رسانده اند درخواست مي كنم كه طي يك برنامه ي حساب شده و دراز مدت، به حل اين موضوع توجهي ويژه داشته باشند تا گامي بلند در جهت توسعه ي كازرون برداشته شده باشد.

 توضیح: مطلب فوق در هفته نامه سلمان کازرون مورخه ۱۱/۱۲/۸۸ به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 1:1  توسط امیر خسرو شجاعی | 

 

راویان اخبار و ناقلان آثار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار چنین حکایت کنند که هزاران هزارن سال پیش بکازرون از بلاد پارس که گاهواره ی نامدارانی  چون کورش شاه و داریوش شاه و شاهپور و شاهپورگان بودی  مردی زیستی که دو صد هزار مرکب در حمل ثروت بی حدش زبون بودی و در ادب بی چون نمودی.

ازنعمت و جلال هرآنچه در گمان آید بداشتی  و هنرها در یاد انگاشتی.

صیت ( آوازه) شهرتش عالم را تسخیر نمودی و حلاوت صحبتش بزرگان را درگیر.

وزیر و وکیل و فقیر و دبیر رنج سفر بر خویش هموار کردی و بر دکان معرفتش بنشستی و هر یک از کان زرین محبتش توشه ای بربستی.

کلامش روان بود و طبعش جوان

مرامش چو جان جهان بیکران

گویند زرگر همی بوده و لیک در تتبعات اخیر گویی غیر از آن هنرها بسیار عیان نموده.

از قهرمانان بنام ایران شهر در " گوی دست بازی" که در آن عهد " هندبال " ش خواندندی همی بوده شعر نیکو همی سروده و در انشای متون زبردست ترین بلاد خویش همی بوده.

گروهی در باب جاودانگی اش حیرانند که چه سان از پس اعصار نبشته هایش دست به دست همی گردد و محققان اخیر احادیث بسیار نقل کرده اند و کوشش ها نموده اند تا شاید رمز جاودانگی اش را باز گویند و کمتر توفیق داشته اند.

اما حقیردست نبشته های تازه ای از جناب ایشان در یک تارنمای کهن که گویی خصوصی در آن همی نگاشته یافته ام که بسیاری از اسرار را هویدا همی سازد و جان را به نشاط اندازد.

بهادر خان ریاضی که بها چون دُر همی دارد، از ریاضت ها ریاضی (باغ ها) همی ساخت که بوی گل های آن همچنان از پس دیوار قرون و اعصار مشک و عنبر را بی رونق داشته و در دل ها عطر محبت کاشته.

و اما راز ماندگاری اش آن است که:

هر کس و از هر جناحی دست سویش دراز کردی دستش به سختی همی فشردی، که با قامت رشیدش فراتر از انسان های هم عهدش، دانستی که دنیا در گذر است و تنها نیکی همی ماند و سیاست و سیاستمداران رفتنی اند و انسان ها با هر مرام و مسلک محترم. او نیک دانستی که گر انسانی کوتاه بودی و نتوانستی افق دید او را دریابد بی گناه است و نیک دانستی که گر کسی را چشم احول(لوچ) است و درست همی نبیند گناهی نکرده و او نیز محترم است. همگان را به چشم دوستی همی بنگرید و برادرهمی پنداشت و کار بدانجا رسید که همگانش چون " دُر" در میان جان عزیز داشتندی و سینه به سینه از نیکی هایش حکایت ها نقل کردندی و تذکره ها به نامش مزین نمودندی و تا عهد ما زنده اش نگاه داشتندی که یگانه متاع جاودان جز نیکی نباشد.

  

هر دم از عمر میرود نفسی

چون نگه میکنم نماند بسی

ای که پنجاه رفت و در خوابی  

مگر این جند روزه دریابی

خواب نوشین بامداد رحیل

باز دارد پیاده را ز سبیل

هرکه امد عمارتی نو ساخت

رفت و منزل به دیگری پرداخت

نیک وبد، چون همی بباید مرد

خنک آن کس که گوی نیکی برد

هرکه مزوروع خود بخورد به خوید

وقت خرمنش خوشه باید چید

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 9:3  توسط امیر خسرو شجاعی | 

دیشب برنامه رو به فردا رو تماشا می کردم. مهمانان برنامه آقایان دکتر بروجردی و روح الله حسینیان بودند که این بار بر خلاف روال معمول این برنامه هر دو اصول گرا بودند. البته یکی (دکتر بروجردی) منطقی تر و یکی کاملا تندرو یا شاید یکی از تند روترین های جناح اصول گرا.

شخصا اعتقاد دارم که بعد از انتخابات هر دو جناح عمده سیاسی کشور اشتباهات زیادی را انجام داده اند که حاصل این اشتباهات وجود بحران کنونیست. یکی از مشکلاتی که باعث شده تا کنون این بحران حل و فصل نشود وجود افرادی چون حسینیان است. در مورد گذشته این شخص سخنان بسیاری وجود دارد که دوستان اهل مطالعه از آن مطلع هستند و لزومی به تکرار نیست اما آن چه مهم و گفتنیست این است که امشب وقتی سخنان ایشان را شنیدم و با سخنان چند روز پیش مقام معظم رهبری مقایسه کردم به یاد این دو بیت از ایرج میرزا افتادم که می گوید:

 آن که پیغمبر ما بود همــــــی         ما عرفناک بفرمود همــــــی

 تو دگر مته به خشخاش مشو         کاسه ی داغ تر از آش مشو

مقام معظم رهبری چند روز پیش در سخنان خود از نخبگان سیاسی خواستند تا شفاف سخن بگویند و مرز خود را با بیگانگان مشخص کنند که این می تواند به منزله ی فرصتی دوباره به سران اصلاحات و روزنه ی امیدی به سوی وحدت و آرامش کشور باشد. اما جناب حسینیان امشب نشان داد که تمامیت طلبی یعنی چه. حتی بارها مجری برنامه به نوعی از مواضع تند حسینیان با سوالات پی در پی انتقاد کرد و در یکی از سوالات خود از او پرسید: "یعنی شما هیچ راهی را برای بازگشت اصلاح طلبان و وحدت جامعه متصور نیستید؟" که حسینیان صریحا تنها راه را برخورد قاطع با آنان دانست و هرگونه مجامله را با آنان رد کرد. این سخنان ایشان هیچ تعبیری بهتر از کاشه داغ تر از آش را به ذهن متبادر نمی کند.

شاید بهترین حرف را دکتر مطهری ـ نماینده ی اصولگرای مجلس ـ  زد که خطاب به آقای شریعتمداری گفت: اگر شما و چند نفر دیگر چند روزی به مسافرت بروید و استراحت کنید فتنه می خوابد.

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم بهمن 1388ساعت 13:54  توسط امیر خسرو شجاعی | 

خبر آنلاین نوشت :

تازه ترین ارزیابی ها از ارزش برابری واحد پول کشورهای مختلف جهان در برابر دلار آمریکا حاکیست، ریال ایران تنها از واحد پول سائوتام و ویتنام با ارزش تر است.

این در حالی است که 5 سال قبل خبرگزاری بلومبرگ اعلام کرده بود، ریال ایران دهمین پول کم ارزش دنیاست. بر اساس آن گزارش در سال 2005 میلادی( 1383 خورشیدی) هر دلار آمریکا برابر 8 هزار و 764 ریال بود، کم ارزش ترین پول خارجی در برابر دلارآمریکا لیر ترکیه بود که هر دلار آمریکا بیش از یک میلیون و 500 هزار لیر ترکیه ارزش داشت.

این گزارش اعلام کرده بود، ارزش برابری پول کشورهای اکوادور، غنا، اندونزی، ماداگاسکار، موزامبیک، رومانی، سائوتام و ویتنام هم از ایران کمتر است. ارزش برابری پول این کشورها را در برابر یک دلار آمریکا برابر 25 هزار سوکر اکوادور، 9 هزار و 45 کدی غنا، 9 هزار و 92 روپیه اندونزی، 10 هزار و 200 فرانک ماداگاسکار، 20 هزار و 865 شیکل موزامبیک، 33 هزار و 424 لئو رومانی، 8 هزار و 898 دوبرا سائوتام و 15 هزار و 757 دونگ ویتنام اعلام شده بود.

به گزارش خبرآنلاین، حال 5 سال بعد و همزمان با پایان کار دولت نهم و آغاز به کار دولت دهم، 1.4 لیر ترکیه در برابر 1 دلار مبادله می شود. 2040 فرانک ماداگاسکار هم به ازای یک دلار آمریکا داد و ستد می شود. همچنین 31.19 شیکل موزامبیک هم 1 دلار آمریکا ارزش دارد. 10 هزار کدی غنا هم در برابر یک دلار آمریکا داد و ستد می شود. 9223 روپیه اندونزی نیز معادل یک دلار آمریکاست. همچنین هر دلار آمریکا در برابر 2.89 لئوی رومانی مبادله می شود. واحد پول اکوادور هم به دلار آمریکا تغییر یافته است.

بر این اساس در حالی که هم اکنون هر دلار آمریکا با 10 هزار 20 ریال در بازار تهران مبادله می شود، 15560 دوبرای سائوتام یک دلار ارزش دارد و 18420 دونگ ویتنام با یک دلار آمریکا هم ارزش است.

بدین ترتیب ریال ایران در فاصله 5 سال به سومین پول کم ارزش جهان در برابر دلار آمریکا تبدیل شده است. این در شرایطی است که دلار زیمباوه که بحران تورمی و پولی شدیدی را طی سال های اخیر داشته هم اکنون از ریال ایران با ارزش تر است و 368.49 دلار زیمباوه یک دلار آمریکا ارزش دارد.

گفتنی است حفظ ارزش پول ملی مهمترین وظیفه بانک مرکزی است.

نقل از تابناک

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 13:12  توسط امیر خسرو شجاعی | 

نظامیان آمریکایی همانند جنگ عراق، کارت‌هایی با عکس اصلی‌ترین تروریست‌های تحت تعقیبشان درست نکرده‌اند، حتی در برخی از موارد نمی‌دانیم که آنها چه شکلی هستند!تروریست

به گزارش سرویس بین‌الملل «فردا» به نقل از سایت "نیوزویک"، با افزوده شدن 30 هزار نیرو در افغانستان و هواپیما‌های بدون سرنشین که آسمان مناطق قبیله‌ای در پاکستان را تیره و تارکرده‌است، آمریکایی‌ها در تلاش برای به‌دام انداختن رهبران القاعده و طالبان هستند.

با کمک بروس هافمن، نویسنده کتاب «تروریسم داخلی»، نیوزویک لیستی از بزرگ‌ترین سردمداران گروه‌های تروریستی که هنوز دستگیر یا کشته نشده‌ان، به همراه دلیل گزینش و محل احتمالی اختفای آنها تهیه کرده‌است.

آدام یحیی گدان
گدام (با نام اصلی آدام پیرل‌من) اولین آمریکایی در 50 سال اخیر است که به خیانت محکوم شده‌است. این فرد 31 ساله که در اورگون آمریکا بدنیا آمده، هنگامی‌که دانشجو بود مسلمان شد. وی در سال 1998 به پاکستان رفت و با یک مهاجر افغانی ازدواج کرد. در سال 2004، تصاویر وی در ویدئوهای القاعده با نام "عزام الآمریکی" (عزام آمریکایی) دیده شد. امروز، متخصصین معتقدند که وی بیشتر نقش ابزار تبلیغاتی تا فرد عملیاتی را دارد. با این وجود وی همچنان در لیست اصلی‌ترین افراد تحت تعقیب اف.بی.آی. قرار دارد که به قتل رسیدنش یکی از اهداف اصلی نیروهای آمریکایی است. احتمالاََ در افغانستان است.



مصطفی ابو الیزید
مرد شماره 3 القاعده،‌ فردی که به باور کارشناسان مسئول کمیته تهاجمات القاعده را برعهده دارد و نقش برنامه‌ریزی حملات و راهبرد اصلی را دارد. این تندرو متولد مصر در سال 1980 به اتهام دست داشتن در ترور رئیس‌جمهور انور سادات، بازداشت شده بود. اخیراَ نیز گزارش‌ها حاکیست که در کشتن بینظیر –نخست‌وزیر پاکستان- در سال 2007 هم رد پای او دیده‌ شده‌است. یکی از تخصص‌های وی تامین مالی فعالیت‌های تروریستی است: در زمان حمله 11 سپتامبر،‌ او مسئول بخش مالی تشکیلات بود. عهده‌دار بودن مرد شماره 3 القاعده‍‌ کار خطیری‌است: در چند سال اخیر آمریکا چندین دارنده این پست را کشته (مانند ابو لیث ال‌لیبی که حمله به دیک چنی را طرح‌ریزی کرده‌بود) و برخی را بازداشت کرده (مانند خالد شیخ محمد، معمار حمله 11 سپتامبر). احتمالاَ در منطقه فدرال قبیله‌ای پاکستان است.

ابو یحیی ال‌لیبی
نشریه فارین پالیسی در مطلب یک خود از وی به عنوان "اسامه بعدی" نام برد. جارت براچمن، کارشناس تروریسم، با تغییراتی که در 8 سال اخیر القاعده کرده‌است و به چهره‌های جوان‌تر روی آورده است، وی توانسته به عنوان نماد نسل جدید، خود را در سطوح عالی سازمان برساند.
این متولد لیبی، مسئول بخش قضایی القاعده است و به عنوان یک تحصیل‌کرده، تلاش می‌کند که این فکر را جا بیانداز که پیش‌بردن اهداف اسلامی، منافاتی با حمله به مردم غیر نظامی ندارد. وی در افغانستان توسط آمریکا بازداشت شد ولی سرانجام فرار کرد. اگر بن‌لادن و ظواهری(نفر دوم) از بین بروند، به احتمال زیاد لیبی به رهبری القاعده خواهد رسید. احتمالاَ در پاکستان است.


جلال‌الدین حقانی
حقانی(نفر سمت راست در این عکس که اکتبر 2001 گرفته شده)، به عنوان فرمانده شبکه حقانی، یکی از شاخه‌های متعصب طالبان، قبایل مختلفی را گردهم آورده که نیروهای آمریکایی و ناتو را هدف اصلی خود قرار داده‌اند. آنها مسئولیت حمله‌هایی همچون انتخاری یک جاسوس دوطرفه که روز 30 دسامبر 2009 رخ داد و منجر به قتل 7 کارمند سازمان سیا در افغانستان شد، را برعهده گرفتند. خود حقانی،‌ که ارتباطاتی با القاعده دارد؛ سال‌ها همزمان با قاچاق سلاح و مواد مخدر، با پول آمریکا با شوروی می‌جنگید! وی با پسرش در منطقه وزیرستان پاکستان مستقر هستند.



ملا عبدالغنی برادر
به عنوان رئیس یک چشمی طالبان افغانستان، ملا محمد عمر، اخیراَ‌ فعالیت‌های خود را کاهش داده‌است و به پشت‌پرده رفته. در نتیجه «برادر» جای وی را اشغال کرده‌است. نیوزویک تابستان گذشته نوشته بود:«‌ یک فرد زیرک، کمتر شناخته شده، احتمالاَ از ملا عمر هم خطرناک‌تر است.» وی خزانه‌دار طالبان است و از جنوب غربی پاکستان، عملیات‌ها را هدایت می‌کند. عنوان رسمی‌اش مشخص نیست، اما عملاَ برادر رهبر طالبان است، در نتیجه مسئولیت بسیاری از عملیات‌هایی که منجر به کشته‌شدن نیروهای آمریکایی و ناتو شد، برعهده وی است. نکته منخصر به فرد درباره برادر این است که نه سرویس‌های اطلاعاتی دولتی و نه خصوصی، عکسی از وی ندارند!


ایمن ظواهری
ظواهری مغز متفکر پشت‌سر بن‌لادن است. وی از ابتدای تشکیل القاعده، در اطراف القاعده بوده و در سال 1998 این فیزیک‌دان مصری زمینه‌ساز پیوند آن با جهاد اسلامی مصر شد.
وی رئیس راهبردی القاعده، برنامه‌ریز علمیات‌های تروریستی سازمان و به طور کلی بر تمام جنبش احاطه دارد.
به احتمال زیاد درمناطق غربی یا بلوچستان پاکستان مستقر است.






اسامه بن‌لادن
در سال 2002 جرج بوش اولویت خود را بر بازداشت مرتکبین حمله 11 سپتامبر و رهبر جهانی القاعده قرارداد. حتی اوباما نیز چنین مطلبی را گفته است تا موجب پایان یافتن بزرگترین کابوس مردم کشورش بشود. اما در حقیقت آنها در این زمینه کاملاَ ناموفق بوده‌اند و این بیشتر شبیه یک ادعاست. (برخی، مانند ژنرال دیوید پترائوس اهمیت بن‌لادن را به عنوان یک هدف، چندان مهم ندانسته‌است.) وی که در حلقه‌های داخلی پنتاگون به عنوان OBL شناخته شده‌است، فرزند خانوانده ثروتمند بن‌لادن عربستان است. وی با نبرد علیه اشغالگران شوروی در دهه 80 در افغانستان شهرت یافت. با وجود آنکه در صورت کشته شدن، توسط دوستانش به عنوان یک شهید تقدیس خواهد شد، ولی هدف اصلی فرماندهان آمریکایی و ناتو است. هیچ‌کس مطمئن نیست اما به نظر می‌رسد که وی در پاکستان و در نزدیکی مرز با افغانستان است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم دی 1388ساعت 15:1  توسط امیر خسرو شجاعی | 

چنان که می دانید  وظیفه ی یک منتقد تنها دیدن نقاط ضعف نیست و یک منتقد منصف وظیفه دارد که نکات مثبت را نیز ببیند و از آن تقدیر به عمل آورد.

دیروز پس از مدت ها فرصتی دست داد تا از دریاچه پریشان دیدن کنیم. اولین چیزی که از راه دور توجه را جلب می کرد بازگشت مقداری از آب دریاچه  بود که در نتیجه بارندگی های اخیر حاصل شده است. در این باب خداوند را سپاس می گویم و امیدوارم که این روند ادامه اداشته باشد و ما به زودی دریاچه پریشان را مثل روزهای گذشته، زیبا و پر رونق ببینیم.

مقصد ما قسمت غربی پریشان بود. جایی که دارای سکوهایی برای استفاده گردشگران است و در گذشته جایگاهی مناسب برای قایقرانی بود.

به محض ورود، آلاچیق هایی زیبا که در کنار آن ها منقل هایی برای افروختن آتش قرار داشت و همچنین سطل های زباله ای که همگی یکدست و یکرنگ بودند، خودنمایی می کرد. هر چند متوجه نشدم که کدام نهاد یا سازمان این کار نیک و جالب را انجام داده است اما به هر حال وظیفه خود دانستم که از این همت مسوولان قدردانی نمایم.

دریاچه پریشان یک موهبت خدادادی برای این شهرستان است و بازگشت آن به روزهای پر رونق خود و رسیدگی هایی از این دست و ایجاد امکاناتی مناسب در این مکان حتی می تواند موجب کسب درآمد و اشتغال زایی برای مردم منطقه و شهرستان باشد و امیدوارم بازهم شاهد این کارهای زیبا و خداپسندانه در گوشه گوشه شهرستان با استعدادمان باشیم.

به همین بهانه ذکر چند نکته دیگر نیز که در بهبود  این تفرجگاه می تواند موثر باشد لازم می نماید که در زیر به آن ها اشاره می شود:

1-   مهم ترین نکته ای که باید در نظر گرفته شود و ان شا الله در آینده به آن پرداخته شود، اصلاح تقاطع جاده اصلی (جاده کازرون شیراز) به فرعی (پریشان) در محل روستای " پل آبگینه " است. که با توجه به ترافیک سنگینی که در این جاده  - خصوصا در ایام عید – وجود دارد جان مسافران و گردشگران این ناحیه را به خطر می اندازد.

2-     ایجاد یک پارکینگ مناسب در محل تفرجگاه.

3-     هماهنگی مسوولان جهت روشنایی برج نور تفرجگاه.

به هر حال باید در نظر داشت که این کار علاوه بر ایجاد جاذبه بیشتر، امنیت را نیز برای گردشگران عزیز به همراه خواهد داشت. مکان هایی اینچنین، در صورت تاریک بودن مکان مناسبی برای گرد آمدن اشرار و وقوع حوادث گوناگون می باشد  که امیدوارم برای رفع نگرانی ها، این روشنایی تامین شود.

4-   آخرین نکته، تقاضایی است از همشهریان عزیزی که به  این مکان مراجعه می کنند تا ساعتی را در کنار طبیعت بگذرانند. باید به خاطر داشت که وظیفه تک تک ما نگهداری از این امکانات و حفظ پاگیزگی این مکان است تا مسوولان هم با دیدن برخورد مناسب ما شهروندان، دلگرم تر از پیش به انجام چنین کارهایی بپردازند. متاسفانه علی رغم وجود تعداد بسیاری سطل آشغال باز هم زباله های بسیاری  در گوشه گوشه ی این تفرجگاه مشاهده می شد که به هیچ وجه شایسته نیست.

امیدوارم که با همت من و شما و مسوولان و همچنین لطف خداوند متعال در نزول رحمت بیکران خود دوباره دریاچه پریشان را زیبا و با نشاط ببینیم و باز هم شاهد پرواز پرندگان زیبای مهاجر بر فراز این تالاب بین المللی و ارزشمند باشیم.

توضیح: مطلب فوق در هفته نامه سلمان کازرون موخه ۲۲/۱۰/88 به چاپ رسیده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم دی 1388ساعت 9:52  توسط امیر خسرو شجاعی | 

"همش میگن مرگ، مرگ"

جمله فوق جمله ای بود که دیروز از دهان دختر ۵/۲  ساله من ـ موژان ـ در واکنش به برنامه های شبکه های گوناگون تلویزیون خارج شد!

واقعا نمی دانم تا کی این قدرت نمایی های خیابانی باید ادامه داشته باشد.

یک روز یزیدیان لشکر کشی می کنند  و یک روز حسینیان.یاحسین

یک روز معاویه سخنرانی می کند و یک روز زینب(س)!

مدارس، دانشگاه ها، بازار و ادارات هر روز به بهانه ای تعطیل می شوند.

و در این بین معلوم نیست این همه کارهای عقب مانده مملکت را که از ۲۲ خرداد به این طرف بر زمین مانده چه کسی انجام می دهد.

آقایان اگر فتنه ای در کار است و دست اجانب در کار، یک بار برای همیشه تمامش کنید.

اگر قاتلان مردم را می شناسید یک بار یکی از آنان را در طول این هفت ماه معرفی می کردید.

اگر کسی که با وانت پلیس از روی یک انسان سه بار رد شده دزد بوده، چرا شما نتوانسته اید یک دزد بگیرید و او را به مردم معرفی کنید؟

تا کی این وضع ادامه خواهد داشت؟

چه کسی سود می برد؟

تا کی باید همش گفت مرگ، مرگ و تا کی باید مرگ هموطنان را دید؟

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 0:23  توسط امیر خسرو شجاعی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
*مرکز آمار ایران- طرح هدفمند کردن یارانه ها
*ثبت نام متقاضيان فاقد مسكن در شركت هاي مسكن مهر
*گیم نیوز(آخرین اخبار بازیهای رایانه ای)
*فرهنگستان زبان وادبیات فارسی
*فرهنگ نام های رایج دختران وپسران
*هفته نامه بازار کار (آگهی استخدام)
*شبکه ورزش ایران
*وبسایت شهرداری کازرون
کازرون نما
کازرون نیوز
*سایت شهرستان کازرون
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
گلبانگ شهر سبز
قهرمان
آفتاب کازرون(دکتردشمن زیاری)
آوای شاهپور و چنارشاهیجان
مقالات علمی دکتردشمن زیاری
شراره های آفتاب
اندیشه ناب
سایت شخصی دکتر فاضل نیا
کازرون ندا
جغرافیای طبیعی کازرون
خنجولک
خلیج همیشه فارس(دکتر خرسند)
مروت و مدارا
عسل بانوی خودمون-عسل بانو
شهر سبز من، کازرون
گرنک
کازرون شهر سبز
تو کلیک چه خبر؟
کشکول زائر
هر چی که دلم بخواد
پسر کازرون
نارنجستان
نخل، نفت، دریا
پیش نویس
سیب نقره ای
معلم
پیامبر دیوانه
آفاق
رسم عاشقی
دمیاط عجم
عکس های من
هیلو سوار
آشنا
سیمرغ آریایی
اقتصادنویس
فرید صلواتی
ایران را چرا باید دوست داشت؟
ستاره
الهه ناز
پستچی
علمدار
همشهری
سالار شهر
مجدالدین
کازرون آباد
آماتور
مدیریتی بر جنوب کشور
یاس
تک ستاره امید
مترادف و متضاد
The Melody Of Night
حقیقت
گروه گرا
چرا میگن من تنهام؟ پس خدا چیه؟
پنجه سبز
مداد سفید
خداحافظ ای سرزمین آریایی
معمار باشی
پايگاه اينترنتي نجاتگران
گروه کوهنوردی زاگرس جنوبی
شهر سلمان( روزنامه الکترونیک کازرون)
پارس بانو
فرید صلواتی2
فتو احرار( جناب مسیب زاده)
دختر کازرون
یادداشتی بر مسائل شهرستان کازرون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM